هایپر تره بار | حبوبات

برای اطلاع از قیمت و سفارش محصول لطفا تماس بگیرید

تاریخچه،‌ منشأ و گیاهشناسی

حبوبات به گونه‌هایی از بقولات اطلاق می‌شود که دانه آنها چه به صورت کامل یا نیمه (لپه) برای مصرف انسان موردن استفاده قرار می‌گیرد. حبوبات منبع عمده پروتئین و مکمل بسیار غنی غلات در رژیم غذایی گیاهی جهت تعدیل ترکیب اسیدهای آمینه در تغذیه محسوب می‌شوند. واژه Legume از لغت legere به معنی «گرد آوردن»، دلالت بر این دارد که این بذور توسط دست جمع‌آوری می‌شده‌اند در حالی که غلات در مقایسه با آنها خرمن‌کوبی می‌شوند.

حبوبات در کشاورزی مناطق مدیترانه‌ای دنیای قدیم همراه با غلات بوده‌اند و در جایی که دانه‌های گندم و جو به عنوان اولین گیاهان زراعی کشت می‌شود، حبوباتی مثل نخود فرنگی، عدس، لوبیا و نخود نیز همراه آنها دیده می‌شود. این گیاهان عامل اصلی تولید غذا بوده و در تأمین غذای کشاورز اههمیت زیادی داشته و دارند. شواهد باستان‌شناسی نشان می‌دهد که اهلی شدن حبوبات در دنیای قدیم، همزمان یا کمی بعد از غلات شروع شده است.

حبوبات از زمان اهلی شدن آنها در ۸۰۰۰ سال پیش به این طرف، پروتئین و انرژی مورد نیاز انسان را تأمین می‌کرده‌اند دو بقایای آنها نیز غذای ارزشمندی برای دام بوده است. این گیاهان از زمان اهلی شدن همراه با تکامل، سازگاری‌های پیچیده‌ای پیدا کرده‌اند به طوری که به آنها امکان داده است تا در دامنه وسیع آب‌وهوایی رشد کنند و هجوم آفات و امراض را تحمل کنند. این گیاهان در مواجهه با آفات و امراض مختلف و تنش‌های محیطی، سازوکارهایی را در خود ایجاد کرده‌اند تا در محیط باقی بمانند و برای جمعیت انسانی مفید باشند.

به‌عنوان نمونه، عدس گیاهی است که در شرایط حاصلخیزی کم‌خاک و محدودیت رطوبت، عملکرد حداقلی را تولید خواهد کرد. در حالی که سایر گیاهان ممکن است کاملاً از بین بروند. در حقیقت این گیاهان نشان داده‌اند که توانایی آن را دارند که در بدترین شرایط، جایگزینی برای غلات بوده و با تثبیت نیتروژن از طریق ریزوبیوم‌های همزیست، حاصلخیزی و نیتروژن خاک‌های فقیر را افزایش دهند.

با وجودی که باستان‌شناسان و متخصصان ژنتیک گیاهی، مطالعات زیادی در مورد پیدایش غلات زراعی انجام داده‌اند و امروزه نقش اساسی این گیاهان در کشاورزی دنیای قدیم شناخته شده است ولی در مورد حبوبات مدیترتانه‌ای سهل‌انگاری شده است و پتانسیل آنها تا حد زیادی دست‌نخورده باقی مانده است و ما هنوز به‌طور کامل آنها را شناخته‌ایم تا از مزایا و توان بالقوه آنها حداکثر استفاده را بنماییم. مثلاً اهمیت زیادی به توان تثبیت نیتروژن توسط بقولات نمی‌دهیم، شاید به این دلیل که واقعاً برای این فرآیند ارزش کافی قائل نشدیم.

منشأ و پراکندگی

به طور کلی اکثر گیاهان خانواده بقولات در مناطق گرم سازگاری یافته‌اند ولی یکی از زیرخانواده‌های آن یعنی پروانه‌آسا به علت انعطاف بیشتر، به آب‌وهوای معتدل و سردسیر سازگار شده و طایفه Vicieae در این زیرخانواده قرار دارد که نخود فرنگی، عدس، نخود، باقلا و خلر به آن تعلق دارد و به همین دلیل این حبوبات به حبوبات سرمادوست یا سردسیری (Cool season food legumes) معروف هستند. سایر بقولات دانه‌ای مانندن انواع لوبیاها، ماش سیاه، ماش سبز، سویا و بادام زمینی به طایفه Phaseoleae از زیرخانواده پروانه‌آسا تعلق دارندن و به حبوبات گرمادوست یاگرمسیری معروف هستند.

البته در طبقه‌بندی جدید، نخود در یک طایفه منحصر به خود (Cicereae) به صورت زیر طبقه‌بندی می‌شود:

طایفه                                                           جنس

Vicieae                                   Lens, Pisum, Lathyrus, Vicia, Cicer

                                                 Cicereae                                                         Cicer

                              Phaseoleae                               Lablab, Phaseolus, Vigna, Canavalia,

                                              Cajanaeae                                                        Cajanus

 

البته وجود ارقام متنوع برای هریک از حبوبات، سازگاری اقلیمی وسیعی را برای آنها فراهم کرده است. مثلاً ارقام خیلی زودرس لوبیا چشم‌بلبلی و بعضی لوبیاهای دیگر، دال عدس و به‌خصوص سویا که اخیراً آزاد شده‌اند، نه‌فقط کشت این گیاهان را در مناطق گرمسیر، بلکه در مناطق نیمه‌گرمسیر ۴۰ تا ۴۲ درجه عرض شمالی نیز (در کشور شوروی سابق) امکان‌پذیر ساخته است.

 

تاریخچه و اهلی شدن

گیاهان خانواده بقولات در اوایل دوره کرتاسه (گچی) از دوران دوم زمین‌شناسی به وجود آمده‌اند و به شرایط آب‌وهوایی مرطوب و گرم آن زمان، که مشابه شرایط استوایی امروزی است، سازگار شده‌اند. در سال‌های اخیر، بقایایی از بقولات متعلق به عصر حجر و برنز در خاور نزدیک و اروپا پیدا شده است. شواهد باستان‌شناسی فوق با تجربیات گیاهشناسی و ژنتیکی نیز کامل شده است. بقولات از قدیمی‌ترین نباتاتی هستند  که موردن کشت‌وکار انسان قرار گرفته‌اند و تاریخ آنها به عنوان نباتات زراعی، به زمان نوسنگی برمی‌گردد، یعنی زمانی که انسان از شکار و جمع‌آوری غذا به مرحله تولیدن مواد غذایی پا گذاشت و وارد یک زندگی بر اساس اجتماع کشاورزی روستایی شد.

این تغییر در توسعه فرهنگی جامعه البته در همان‌جا به طور یکسان و یک‌زمان رخ نداد. به هر حال این تغییر، در دنیای قدیم بین قرن پنجم و نهم قبل از میلاد اتفاق افتاد و مرکز آن در خاور نزدیک در محدوده شرق کوه‌های زاگرس، شمال کوه‌های اروس (Taurus) و غرب مدیترانه بود. در این مطقه مجموعه‌ای از گیاهان و حیوانات وحشی وجو داشت که مناسب اهلی شدن بودند و تحقیقات زمین‌شناسی اخیر، مراحل و زمان این اهلی شدن را روشن ساخته است. یافته‌های باستان‌شناسان در جارنو (Jarno) ترکستان از نخود فرنگی زراعی، عدس و یک‌نوع بقول کربنه‌شده به نام «ماشک آبی» نشان داد که بقولات ۸۰۰۰ سال یا بیشتر است که توسط انسان مصرف می‌شوند.

همه حبوبات سرمادوست از گذشته‌های دور در مناطق ایران- عراق، تا نواحی مدیترانه‌ای اهلی شده‌اند و اغلب همراه با گندم و جو در پرتو تمدن‌های شرق مدیترانه تکامل یافته‌اند. نخود فرنگی احتمالاً از مناطق فوق منشأ گرفته است و در حال حاضر عمدتاً در اقلیم‌های شمالی‌تر کشت می‌شود. بسیاری مسیر تکاملی آن را در هند یافته‌اند و این منطقه مرکز تنوع ثانویه آن خصوصاً برای نخود به‌شمار می‌رود. لوپین نسبتخ به سایر حبوبات محدودتر باقی مانده است و این موضوع شاید به خاطر سمیت زیادتر آن باشد و سایر گونه‌های آن هنوز دارای مواد ضدتغذیه‌ای هستند. بنابراین هیچکدام از حبوبات سرمادوست در سایر نواحی مدیترانه‌ای، اهلی نشده‌اند و مورد استفاده قرار نگرفته‌اند.

نظام‌های زراعی مبتنی بر حبوبات

حبوبات را می‌توان در نظام‌های زراعی مختلف کشت نمود. با این حال هنگام کشت در نظام‌های مختلف عملکرد دانه متغیر خواهد بود. تنوع در عملکرد حبوبات مختلف را می‌توان به دلایل متعددی نظیر تفاوت‌های بین‌گونه‌ای، ساختار ژنتیکی، دوره بلوغ، مناسب بودن آن در نواحی مختلف و غیره نسبت داد. به همین نحو، حبوبات مختلف ممکن است بر روی تولید محصولات بعد از خودن نیز تأثیرگذار باشند. برای مثال، واریته‌های زودرس دال عدس در مقایسه با انواع دیررس آن، عملکرد گندم بعد از خود را به مقدار بیشتری افزایش می‌دهند که عمدتاً به دلیل کاشت به‌موقع این محصول می‌باشد.

نظام‌های کشت دال عدس- گندم، برنج- نخود، برنج- عدس و برنج- ماش سیاه یا ماش سبز از جمله نظام‌های زراعی است که در بین کشاورزان برخی کشورها نظیری هندوستان با استقبال مواجه شده است. مطالعات نظاماتیک در مورد کشت درهم و درهم‌ردیفی با تأکید بر سازگاری ژنوتیپی و آرایش فضایی به شناسایی کشت درهم مؤثری منتهی شده است که از جمله آن می‌ـوان به کشت دال عدس با سویا، بادام زمینی، ماش سیاه، ماش سبز و سورگوم؛ کشت نخودن با خردل و کتان؛ کشت عدس با خردل یا کتان، کشت ماش سیاه و ماش سبز با نیشکر بهاره و آفتابگردان بهاره، و کشت سویا با سیب‌زمینی اشاره کرد. در این مناطق، کشت درهم دال عدس با ماش سیاه و ماش سبز در هر دو شرایط دیم و آبی توصیه شده است.

کشت درهم نخود با نیشکر در پاییز در شمال هندوستان از اقبال زیادی برخوردار است. در تمامی هندوستان، کشت پاییزه نخود با نیشکر و کشت نخود با خردل در فصل عادی به نسبت ردیف ۶ به ۲ دارای ارزش اقتصادی مناسبی است. به همین ترتیب کشت درهم‌ردیفی نخود فرنگی، لوبیا و نخود در نیشکر در ایالت مادیاپرادش با نتایج امیدبخشی همراه بوده است.

مطالعات انجام‌شده در کشور نشان می‌دهد که حبوبات به دلیل کوتاهی فصل رشد و لطافت بقایای گیاهی آن، گیاهان خوبی برای قرار گرفتن قبل از محصولات پاییزه و پس از محصولات وجینی دیررس (مثل جغندرقند و پنبه) هستند. همچنین کشت درهم غلات پابلند مانند سورگوم و ذرت با حبوبات، یکی از معمول‌ترین نوع زراعت‌های درهم است. در بعضی مناطق کشور کشت درهم حبوبات با گیاهانی چون پنبه، صیفی‌جات و پیاز (در حاشیه مزارع) صورت می‌گیرد. به طور کلی کشت درهم غلات و بقولات (بخصوص جو، یونجه، شبدر و اسپرس) در مقایسه باه کشت درهم حبوبات بیشتر رایج است و عموماً در کشور جایگاه حبوبات در کشت درهم، یا به صورت کشت در حاشیه مزارع و یا به صئرت کشت دوگانه است.

تجارت حبوبات

بررسی مطالعات در زمینه صادرات حبوبات در کشور حاکی از آن است که طی سال‌های ۱۳۴۱ تا ۱۳۸۲ بیشترین صادرات مربوط به نخود به میزانا ۷۵ هزار تن در سال بوده است. در حقیقت صادرات بیشتر این محصول خود به تولید بیشتر آن نسبت به سایر حبوبات مربوط می‌شود. با این حال، تولیدن همین محصول از نوسانات شدید طی دوره مذکور به دلیل عواملی چون وضعیت آّب‌وهوایی و بارندگی، سازوکارهای بازار و غیره برخوردار بوده است ولی به طور متوسط با نرخ رشد ۳۵% صادرات آن افزایش یافته است که خود بیانگر مزیت نسبی صادرات بیشتر این محصول در میان حبوبات می‌باشد. البته در طی دوره مذکور با وجود نوسانات شدید تولید حبوباتی چون لوبیا و عدس، صادرات سالیانه این دو محصول به ترتیب با میانگین حدود ۵۷۰۰ و ۲۱۰۰ تن گزارش شده است ولی این مقدار بسیار کمتر از صادرات نخود می‌باشد. به طور کلی مطالعات از وجود مزیت نسبی در زمینه صادرات حبوبات به ویژه نخود و لوبیا حکایت دارد به‌شرط آنکه تولید از ثبات بیشتری برخوردار شود تا ادامه حضور در بازار جهانی حبوبات فراهم گردد. توسعه حبوبات به عنوان مثال نخود در کشورهایی چون استرالیا و کانادا بسیار شدید بوده است که دلیل عمده آن وجود فرصت‌های صادراتی حبوبات در جهان می‌باشد. در کانادا سطح زیرکشت و تولید نخود از مقدار ناچیز در سال ۱۹۹۱ به بیش از ۲۸/۰ میلیون هکتار و ۳۸/۰ میلیون تن فعلی و با رکورد عملکرد متوسط ۱۳۶۸ کیلوگرم در هکتار افزایش یافته است. همین امر سبب می‌شود تا تولید نخود در کانادا به دلیل عملکرد بالا و برخورداری از مزارع تحت کشت مکانیزه کاملاً رقابت‌پذیر باشد.

برخی از عوامل مربوط به پایین بودن عملکرد حبوبات در کشور

در کنار تنش‌های زیستی و غیرزیستی که به عنوان مهم‌ترین موانع تولید در حبوبات می‌باشند، ضعف در اعمال مدیریت زراعی صحیح و استفاده مناسب از نهاده‌های تولید را می‌توان به عنوان منابعی مهم نام برد که هنوز زراعت حبوبات در کشور با آن مواجه است. در این قسمت به برخی از موانع اشاره و توصیه‌های محققان ذکر می‌گردد.

استفاده از تجهیزات مناسب مثل گاوآهن برگردان‌دار برای عملیات آماده‌سازی زمین برای کاشت از مواردی است که هنوز در اکثر مناقط حبوبات‌کاری کشور رایج است. با استفاده از گاوآهن قلمی و پنجه‌غازی می‌توان رطوبت خاک را به نحو مطلوب‌تری حفظ کرد و علاوه بر آن در صورت امکان کشت مکانیزه، استفاه از ردیف‌کارهای موجود در کشور مثل ردیف‌کارهای پنوماتیک و هاسیا برای رسیدن به تراکم مطولب در واحد سطح مناسب است.

نامناسب بودن مقدار بذر برای کاشت و در نتیجه حاصل نشدن تعداد بوته کافی در واحد سطح از دیگر مواردی است که لازم استخ با توجه به توصیه‌های کارشناسان در هر منطقه نسبت به رفع آن اقدام کرد. نامناسب بودن زمان کاشت در برخی حبوبات نظیر نخود و عدس که در نتیجه آن گیاه در دوره زایشی خود با تنش خشکی مواجه می‌شود از دیگر معضلات کشت حبوبات است که در این ارتباط برای مناطق معتدل و نیمه‌گرمسیری کشور نظیر استان‌های کرمانشاه، لرستان، ایلام، گلسان و سایر مناطق دارای زمستان‌های معتدل‌تر می‌توان نسبت به تغییر تاریخ کشت از بهار به پایزیز اقدام نمود.

بر اساس بررسی‌های به‌عمل‌امده استفاده از ارقام پرمحصول نخود مثل هاشم، آرمان و یا لاین‌های امیدبخشی نظیر Flip 93-93 ، ILC 482 و MCC49 برای کاشت پاییزه در این مناطق مناسب به نظر می‌رسد. در ارتباط با عدس، استفاده از ارقام اصلاح‌شده مثل گچساران و یا لاین امیدبخش Flip 92-12 توصیه می‌گردد. چنانچه در منطقه مورد نظر آلودگی به فوزاریوم شدید باشد استفاده از لاین‌های امیدبخش ILL 590 و ILL 6037 مناسب خواهد بود.

در مناطق مرتفع‌تر کشور نظیر استان‌های آذربایجان شرقی و غربی، کردستان، همدان، زنجان، خراسان و سایر مناطق با زمستان‌های خیلی سرد که هنوز بررسی‌های کشت پاییزه- زمستانه به نتایج روشنی برای توصیه ارقام نرسیده است، کشت به‌موقع بهاره و یا تغییر کشت بهاره به کشت انتظاری توصیه می‌شود. نامناسب بودن روش‌های کنترل علف‌های هرز از دیگر مشکلات به‌زراعی حبوبات است.

در صورت استفلاده از ردیف‌کار غلات با ایجاد فواصل ردیف ۵۰ سانتی‌متر با استفاده از تراکتور چرخ‌باریک می‌توان با کولتیواتور نسبت به کنترل مکانیکی علف‌های هرز نخود و عدس اقدام کرد. برای کنترل شیمیایی با توجه به علف‌کش‌های موجود در کشور برای کنترل علف‌های  هرز برگ‌باریک مزارع نخودن و عدس استفاده از علف‌کش انتخابی لنتاگران توصیه می‌شود. البته گران بودن علف‌کش سبب شده است که استفاده از آن با استقبال زارعین مواجه نشود.

حساسیت ارقام موجود کشور به تنش خشکی آخر فصل و همچنین بیماری‌ها به ویژه بیماری‌های برق‌زدگی و پژمردگی فوزاریومی از مهم‌ترین تنش‌های مربوط به حبوبات به ویژه نخود و عدس می‌باشد. استفاده نامناسب از کودها توسط زارعین از موارد دیگری است که می‌توان از آن به عنوان یکی از عوامل محدودکننده تولید نام برد. با توجه به تثبیت نیتروژن در این گیاهان، ۳۰ کیلوگرم نیتروژن خالص در هکتار در زمان کاشت به عنوان آغازگر مفید به نظر می‌رسد و توصیه برای مقدار کود فسفره بایستی پس از تجزیه خاک صورت گیرد به نحویز که مقدار فسفر خاک کمتر از ۶ میلی‌گرم در کیلوگرم نباشد.